دی اول زمستون

لبخند

 

لبخندهای تو

 

 

نه از دست تودلگیرم نه ازعشق تو دلسردم

نه دنبال پشیمونی تویِ، حرفات می گردم

نه تو از یاد من رفتی نه من از یاد تو میرم

چه دنیای  قشنگیه که بی لبخند دلگیرم

نه آشفته س نه آشوب تموم زندگی خوبِ

چقدر بودن کنار تو تویِ این خونه مطلوبِ

هوای با تو بودن تا همیشه تو نفسهامِ

تورودوست دارم ودنیاهمونجوری که میخوامِ

من از لبخندهای تو یه عشق موندنی ساختم

برام اصلا مهم نیست که توبردی یا که من باختم

نویسنده: نوید محمودی ׀ تاریخ: شنبه ٢ بهمن ،۱۳۸٩ ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀ نظرات ()

ما

 

ما نمی خواستیم عزیزم

 

 

پشت به پشت هم نشستیم حرفِ تازه ای نداریم

ذل زدیم به روبرومون هر دومون فکرِ فراریم

سر عشقِ مون چی اومد که حالا دل نگرونیم

نمی خوایم حتی یه لحظه دیگه پیش هم بمونیم

خیره موندم به نگاهت تویه عکس رویه دیوار

من پر گریم عزیزم تو ولی میخندی انگار

جنگ نا برابر مون نداره هیچ وقت برنده

پشت به پشت هم نشستیم دیگه هیچ کس نمی خنده

حوصله  نداره خونه دلِ پنجرشکسته

ما دیگه آخر کاریم هر دوتا مون گیج و خسته

داره خون میچیکه رویِ سنگِ لخت کف خونه

ما نمی خواستیم عزیزم عشقمون زنده بمونه

پشت به پشت نشستیم تو رگامون دیگه نیست جون

پلیسا از راه رسیدن متهم نداره قانون             

 

نویسنده: نوید محمودی ׀ تاریخ: شنبه ٢ بهمن ،۱۳۸٩ ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀ نظرات ()

تصور کن که می تونم

 

 فقط تنهام بذار عمرم فقط تنهام بذار جونم

فقط تنهام بذار بی تو تصور کن که می تونم

از این خواب پریشون و از این کابوس تکراری

برو بیرون نگو حتی هنوزم دوست داری

منو راحت بذار بی تو میخوام یک لحظه تنها شم

 میخوام یک لحظه بعد از تو فقط مال خودم باشم

 بذار بعد از تو آرامش تویه این خونه پیدا شه

چی میشه زندگی من یه جور دیگه هم باشه

میخوام هر جوری که میشه نباشی بی تو آروم شم

نمی دونم که میتونم یا با عشقت تموم میشم 

فقط تنهام بذار عمرم فقط تنهام بذار جونم

فقط تنهام بذار بی تو تصور کن که می تونم

 

نویسنده: نوید محمودی ׀ تاریخ: دوشنبه ۱٧ آبان ،۱۳۸٩ ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀ نظرات ()

من از بارون میترسم

تو دروری نیستی وقتی من از بارون میترسم

تو دروری نیستی پیشم از این و اون میترسم

نمی دونم سلام شون سلامه یا که تحقیره

نمی دونم چرا هیچ کس سراغت و نمی گیره

من از لبخند میترسم از این احساس بیزارم

از این فکرای بیهوده که بی تو میده آزارم

جوابای بدون تو نمی دونی چقدر سخته

سئوالای بدون تو نمی دونی چقدر سخته

تو وقتی نیستی گیجم تو وقتی نیستی منگم

 تو وقتی نیستی مردم دار م بیهوده میجنگم

  تب دوریت یخ بسته نگاه خونه بق کرده

کجا رفت نمی نمی بینی که دلتنگی قرق کرده

تو دوری دورتر از این نفسهایی که میسوزه

امونم رو بریده این ندیدن های هرروزه  

نویسنده: نوید محمودی ׀ تاریخ: شنبه ٢٧ شهریور ،۱۳۸٩ ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀ نظرات ()

نمی خوام

 

نمی خوام بی کسی هام ببینی، یه جور دیگه دنیامو ببینی

منو از دست میدی دیر یا زود، باید دیونگی هامو ببینی

تواین قصه یکی بد میشه اون من ،تو این قصه یکی آشفته میشه

تو این قصه یکی از دست میره ،بی تو تنها می مونه همیشه

نه میشه گریه کرد مردم میفهمن، نمی تونم بخندم سخته خنده

نه من می بازم و نه تو نمیشه ، تو بازی کیه آخر برنده

جهنم پیش تو واسه بهشته، میگم  دلتنگی یام از سرنوشته

اگه یه لحظه عمربودن ماست، خدا اون لحظه رو واسم نوشته

گلایه بی گلایه خوب بودی، نفهمیدم تو رو از دست دادم

تظاهر میکنم دنیا قشنگه، دارم می میرم از غم شاد شادم

شدم بی تو دیونه زود برگرد، کسی چیزی ندونه زود برگرد

کجا رفتی عزیزم قهر کردی ،ببین  دق کرده خونه زود برگرد

 

 

نویسنده: نوید محمودی ׀ تاریخ: چهارشنبه ٢٠ امرداد ،۱۳۸٩ ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀ نظرات ()

طعم لبت شکر طعم نگاهت قند

 

 

دستات گل کرده ،لبهات خاموش,

حسی درون من، انگار می جوش,

از شوق لبریزه ،آغوش احساسم

لبخند ناب تو، از دور میشناسم

من یک قدم تا تو، تو یک قدم تا من

لبهام تب دارن، از شوق بوسیدن

بی وقفه و بی مکث، لبهاتو می بوسم

این اولین لحظه س، پایان کابوسم

بانوی من زیبا ، زیبای رویایی

زیبای هم لبخند ، پایان زیبایی

من پیش تو آروم، من پیش تو لبخند

طعم لبت شکر ،طعم نگاهت قند

آغوش تو مرداد ، لبهات شهریور

من غرف, تو میشم،هر ثانیه بیشتر

فهمیدنت سخته، وقتی که میخندی

دنیایی از پرسش ،تا چشم میبندی

بی اضطرابم تا ، دستات وامیشه

طرح وجود تو ، اون لحظه آغوشه

 آروم تر میشم، بی وقفه می خندم

مثل تو هم آغوش، دستامو می بندم

تو ساکت و آروم ،لحظه تماشایی

از عشق لبریزم ، وقتی که اینجایی

 

 

 

نویسنده: نوید محمودی ׀ تاریخ: چهارشنبه ٢۳ تیر ،۱۳۸٩ ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀ نظرات ()

 

 

عجب.....

 

 

 

عجب حال بدی دارم ، دلم تنگ تو رو دیدن

واسه یک لحظه دلتنگی ، واسه یک لحظه بوسیدن

 

عجب حال بدی دارم ، تواین مرداد بی رحمی

کنارم نیستی حتی، هوام و هم نمی فهمی

 

 عجب حال بدی دارم ،یه کم گیجم یه کم منگم

دارم میمیرم از این غم ،دارم با غصه میجنگم

 

عجب حال بدی دارم ،نگا تو بردی از چشمام

دیگه نیستی کنار من، نمیبینی تو رو میخوام

 

عجب حال بدی دارم، همش با گریه همدردم

کو اون گرمای آغوشت ،یه کم گرمو یه کم سردم

 

عجب حال بدی دارم ،کجا رفتی کجا هستی

چه احساس عجیبیه، یه حسی مثل سگ مستی

 

 

عجب حال بدی دارم ، دلم تنگ تو رو دیدن

واسه یک لحظه دلتنگی ، واسه یک لحظه بوسیدن

 

 

 

نویسنده: نوید محمودی ׀ تاریخ: سه‌شنبه ۱٥ تیر ،۱۳۸٩ ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀ نظرات ()

خرداد ماه رو به پایان

 

از این خونه که من دلدادشم تا از اون آغوش که ترکش نکردم

تو رفتی و یه عمر عاشقانه دارم دنبال رد پات میگردم

که میبنم میخندی شادم که میبنی شادم خنده میشی

چقدر این بازی رو من دوست دارم یه وقتی تو هم بازنده میشی

 

 

نویسنده: نوید محمودی ׀ تاریخ: جمعه ٢۸ خرداد ،۱۳۸٩ ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀ نظرات ()


© All Rights Reserved to mahmoudinavid.Blogfa.com / Theme by:
bahar-20