دستات گل کرده ،لبهات خاموش,
حسی درون من، انگار می جوش,
از شوق لبریزه ،آغوش احساسم
لبخند ناب تو، از دور میشناسم
من یک قدم تا تو، تو یک قدم تا من
لبهام تب دارن، از شوق بوسیدن
بی وقفه و بی مکث، لبهاتو می بوسم
این اولین لحظه س، پایان کابوسم
بانوی من زیبا ، زیبای رویایی
زیبای هم لبخند ، پایان زیبایی
من پیش تو آروم، من پیش تو لبخند
طعم لبت شکر ،طعم نگاهت قند
آغوش تو مرداد ، لبهات شهریور
من غرف, تو میشم،هر ثانیه بیشتر
فهمیدنت سخته، وقتی که میخندی
دنیایی از پرسش ،تا چشم میبندی
بی اضطرابم تا ، دستات وامیشه
طرح وجود تو ، اون لحظه آغوشه
آروم تر میشم، بی وقفه می خندم
مثل تو هم آغوش، دستامو می بندم
تو ساکت و آروم ،لحظه تماشایی
از عشق لبریزم ، وقتی که اینجایی
|